تبليغاتX
باز اين چه شورش است كه در جان "واژه" هاست*** شاعر شكست خورده ي طوفان "واژه" هاست كامپيوتر و فناوري اطلاعات

كامپيوتر و فناوري اطلاعات
سلام عزیزان من

کسانی که دوست دارند من و  تو  بهتر کردن وبلاگ کمک کنند به قسمت ارتباط با ما سری بزنند و بمن ایمیل بزنند  هماکنون منتظر یاری سبزتان هستیم 

باتشکر

 

[ ] [ ] [ mahmood pourmoradian ] [ ]

ردیف

نام مقاله/پایان نامه

آدرس

۱

انگشت نگاری

۲

بیومتریک

۳

کامپیوتر

۴

هوش مصنوعی

۵

ساخت وب سایت هتل

۶

مودم ها

۷

مثلثات

۸

رسانه

۹

روباتیک

۱۰

ترانزیستور

[ ] [ ] [ mahmood pourmoradian ] [ ]

رديف

نام درس

آدرس دانلود

۱

آمار

۲

c++

۳

فارسی عمومی

۴

گسسته

۵

جبرخطی

۶

مبانی کامپیوتر

۷

مبانی الکترونیک دیجیتال

۸

مدار منطقی

۹

منطق

۱۰

معماری کامپیوتر

۱۱

مهندسی نرم افزار

۱۲

فیزیک۲

۱۳

ریاضی۲

۱۴

ریز پردازنده

۱۵

زبان عمومی

۱۶

زبان تخصصی

۱۷

ذخیره و بازیابی

۱۸

ساختمان داده ها

۱۹

مبانی فناوری

[ ] [ ] [ mahmood pourmoradian ] [ ]

ردیف

نام درس

آدرس

۱

فارسی عمومی سال ۸۹-۹۰

۲

مبانی کامپیوترسال ۸۹-۹۰

۳

زبان عمومی سال ۸۹-۹۰

 

 

[ ] [ ] [ mahmood pourmoradian ] [ ]

رديف

نام درس

آدرس

۱

ساختمان داده و الگوريتم

۲

اصول كامپيوتر

۳

سيستم هاي عامل

۴

زبان اسمبلي

۵

آمار و احتمال/دكتر نصيري

۶

اصول كامپيوتر۱

۷

اصول كامپيوتر۲

۸

اصول طراحي پايگاه داده ها

۹

اصول مهندسي اينترنت

۱۰

برنامه سازي پيشرفته/دكتر سعيد آيت

۱۱

برنامه سازي پيشرفته/دكتر ناصر آيت

۱۲

ذخيره و بازيابي اطلاعات

۱۳

مباني فنآوري اطلاعات/دكتر كريم زادگان

۱۴

معماري كامپيوتر

۱۵

مهندسي نرم افزار۲

۱۶

هوش مصنوعي/پورمحقق

۱۷

هوش مصنوعي/عسكرزاده

۱۸

شيوه ارائه مطالب

۱۹

مدارهاي منطقي(سيستمهاي دوديي)

[ ] [ ] [ mahmood pourmoradian ] [ ]

ردیف

نام امتحان

آدرس دانلود

۱

آمار و احتمال

دانلود

۲

آمار و احتمال۲

دانلود

۳

اصول طراحی پایگاه داده ها

دانلود

۴

اصول کامپیوتر۱

دانلود

۵

اندیشه اسلامی۱

دانلود

۶

اندیشه اسلامی۲

دانلود

۷

برنامه سازی پیشرفته

دانلود

۸

ذخیره و بازیابی اطلاعات

دانلود

۹

روشهای محاسبات عددی

دانلود

۱۰

ریاضی عمومی۱

دانلود

۱۱

ریاضی عمومی۲

دانلود

۱۲

ریاضی مقدماتی۱

دانلود

۱۳

ریاضی مقدماتی۲

دانلود

۱۴

ریاضی مهندسی

دانلود

۱۵

ریزپردازنده

دانلود

۱۶

زبان انگلیسی مقدماتی

دانلود

۱۷

زبان خارجه

دانلود

۱۸

زبان خارجه عمومی

دانلود

۱۹

زبان برنامه سازی

دانلود

۲۰

زبات تخصصی

دانلود

۲۱

ساختمان داده

دانلود

۲۲

ساختمان گسسته

دانلود

۲۳

سیستم عامل

دانلود

۲۴

سیستم های اطلاعات مدیریت

دانلود

۲۵

سیستم های شی گرا

دانلود

۲۶

شبکه های کامپیوتری۱

دانلود

۲۷

شبیه سازی کامپیوتری

دانلود

۲۸

شیوه ارائه مطالب

دانلود

۲۹

طراحی الگوریتم

دانلود

۳۰

فارسی عمومی

دانلود

۳۱

فارسی عمومی۱

دانلود

۳۲

فیزیک پایه ۱

دانلود

۳۳

فیزیک پایه ۲

دانلود

۳۴

کامپایلر

دانلود

۳۵

گرافیک۱

دانلود

۳۶

مبانی فنآوری اطلاعات

دانلود

۳۷

مدار منطقی

دانلود

۳۸

مدارهای الکترونیکی

دانلود

۳۹

مدارهای الکترونیکی۱

دانلود

۴۰

معادلات دیفرانسیل

دانلود

۴۱

معماری کامپیوتر

دانلود

۴۲

مهندسی نرم افزار ۱

دانلود

۴۳

مهندسی نرم افزار ۲

دانلود

۴۴

نظریه زبان و ماشین ها

دانلود

 

 

 

[ ] [ ] [ mahmood pourmoradian ] [ ]

ردیف

نام درس

آدرس

۱

ریاضی ۱

۲

اندیشه اسلامی

[ ] [ ] [ mahmood pourmoradian ] [ ]
 

[ ] [ ] [ mahmood pourmoradian ] [ ]
سلام

خوبید ببخشید بزودی آدرس سایت عوض میشه باتشکر از دوستان عزیز که منو همیشه با نظراتشون یاری می کنند

[ ] [ ] [ mahmood pourmoradian ] [ ]
[ ] [ ] [ mahmood pourmoradian ] [ ]
[ ] [ ] [ mahmood pourmoradian ] [ ]
شاعر و فرشته‌ای با هم دوست شدند.
فرشته پری به شاعر داد و شاعر، شعری به فرشته.
شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت
و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت.

خدا گفت : دیگر تمام شد.
دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می‌شود.
زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین برایش کوچک است
و فرشته‌ای که مزه عشق را بچشد، آسمان برایش تنگ...‬
[ ] [ ] [ mahmood pourmoradian ] [ ]
روی ميز صبحانهء شما اين ميوه‌ها گذاشته شده‌اند، كه يكی را بايد انتخاب كنيد:
۱. سيب
۲. موز
۳. توت فرنگی
۴. هلو
۵. پرتقال

اولين انتخاب شما كدام خواهد بود؟
لطفاً خوب فكر كنيد و به ميز غذا حمله‌ور نشويد!
اين يک امتحان بزرگ است و نتيجۀ آن شما را متحير خواهد كرد.
انتخاب شما چيزهای عجيبی در مورد شما خواهد گفت.
باز هم فكر كنيد و قبل از انتخاب‌كردن به انتهای نامه نرويد.
پس از انتخاب برای شناخت خودتان نتيجه را در انتهای نامه ببينيد...
عجله نكنيد، خوب فكر كنيد!
â
â
â
â
â
با توجه به انتخاب شما...
سيب:
اين يعنی شما شخصی هستيد كه دوست دارد اول سيب بخورد.

موز:
اين يعنی شما شخصی هستيد كه دوست دارد اول موز بخورد.

توت‌فرنگی:
اين يعنی شما شخصی هستيد كه دوست دارد اول توت‌فرنگی بخورد.

هلو:
اين يعنی شما شخصی هستيد كه دوست دارد اول هلو بخورد.

پرتقال:
اين يعنی شما شخصی هستيد كه دوست دارد اول پرتقال بخورد.

اميدوارم كه باانجام اين تست شناخت بهتری از خودت به دست آورده باشی.
توجه به نتيجۀ اين تست می‌تونه تو را به سمت آسودگی و درک و فهم و آرامش و سلامتی و ابديت و حقوق بشر و پول و انرژی حق مسلم ما و... راهنمايی كنه، پس نسبت بهش بی‌تفاوت نباش.
[ ] [ ] [ mahmood pourmoradian ] [ ]
 

 

داشت دفترمشقش را جمع می کرد.چشمش افتاد به روزنامه ای که مادر روی آن برای همسایه ها سبزی پاک کرده بود.تیترش یک "سه" بود با بینهایت "صفر"جلوش.عدد "سه"ناگهان او را از جا پراند.
- بابا، پس فردا با بچه های مدرسه می برنمون اردو. سه هزار تومن می دی؟
بابا سرش را بلندنکرد.باصدایی آرام گفت:فردا یه کم بیشتر مسافر می برم، سه هزار تومن هم به تو میدم.
با وعده شیرین بابا خوابید.
صبح زود، رفت کنارپنجره. پرده را کنار زد. باران ریزوتندی می بارید.قطره های باران برای رسیدن به زمین مسابقه گذاشته بودند. بند دلش پاره شد:آخه توی این بارون که مسافر سوار موتور بابام نمی شه.
اشک توی چشمهایش حلقه زد. از پشت پنجره آمد کنار. یک قطره اشک از روی صورتش چکید روی یکی از بینهایت "صفر"هایی که جلوی عدد"سه" رژه می رفتند
[ ] [ ] [ mahmood pourmoradian ] [ ]
[ ] [ ] [ mahmood pourmoradian ] [ ]
روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند آنها تصمیم گرفتند تا قایم باشک بازی کنند
انیشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت.
او باید تا 100 میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد.
همه پنهان شدند الا نیوتون ...
نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد، دقیقا در مقابل انیشتین.


انیشتین شمرد 97, 98, 99..100…

او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماش ایستاده.
انیشتین فریاد زد
نیوتون بیرون( سك سك) نیوتون بیرون( سك سك)

نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم.
او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم !!! ...

تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست ...

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام ...
که من رو، نیوتون بر متر مربع میکنه .........
و از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر "یک پاسکال" می باشد بنابراین من "پاسکالم"
پس پاسکال باید بیرون بره (پاسکال سك سك)

[ ] [ ] [ mahmood pourmoradian ] [ ]

به آنهایی فکر کن که هیچگاه فرصت آخرین نگاه و خداحافظی را نیافتند.

به آنهایی فکر کن که در حال خروج از خانه گفتند :
"روز خوبی داشته باشی"، و هرگز روزشان شب نشد.

به بچه هایی فکر کن که گفتند :
"مامان زود برگرد"، و اکنون نشسته اند و هنوز انتظار می کشند.

به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند
و ای کاش زودتر این موضوع را می دانستند.

به افرادی فکر کن که بر سر موضوعات پوچ و احمقانه رو به روی هم می ایستند
و بعد "غرور" شان مانع از "عذر خواهی" می شود،
و حالا دیگر حتی روزنه ای هم برای بازگشت وجود ندارد.

من برای تمام رفتگانی که بدون داشتن اثر و نشانه ای از مرگ،
ناغافل و ناگهانی چشم از جهان فرو بستند،
سوگواری می کنم.

من برای تمام بازماندگانی که غمگین نشسته اند و هرگز نمی دانستند که :
آن آخرین لبخند گرمی است که به روی هم می زنند،
و اکنون دلتنگ رفتگان خود نشسته اند،
گریه می کنم.

به افراد دور و بر خود فکر کنید ...

کسانی که بیش از همه دوستشان دارید،
فرصت را برای طلب "بخشش" مغتنم شمارید،
در مورد هر کسی که در حقش مرتکب اشتباهی شده اید.

قدر لحظات خود را بدانید.

حتی یک ثانیه را با فرض بر این که آنها خودشان از دل شما خبر دارند از دست ندهید؛
زیرا اگر دیگر آنها نباشند،
برای اظهار ندامت خیلی دیر خواهد بود !
"دیروز"گذشته است؛
و
"آینده"ممکن است هرگز وجود نداشته باشد.

لحظه
"حال" را دریاب
چون تنها فرصتی است که برای رسیدگی و مراقبت از عزیزانت داری.

اندکی فکر کن ...

[ ] [ ] [ mahmood pourmoradian ] [ ]
[ ] [ ] [ mahmood pourmoradian ] [ ]
اين رشته، دانشي را به مخاطب منتقل مي‌کند که طي آن روش‌هاي جمع‌آوري اطلاعات، استفاده و انتقال آن ميسر شود. مطالعه، طراحي، ساخت، راه‌اندازي، نگهداري سيستم‌هاي سخت‌افزاري و نرم‌افزاري، جمع‌آوري، سازمان‌دهي، طبقه‌بندي و انتقال اطلاعات، مهم‌ترين اهدافي است که مهندسي فناوري اطلاعات آن را دنبال مي‌کند.

     معرفی گرایش ها

تجارت الکترونیک

   تجارت الکترونيک با استفاده از شبکه‌هاي رايانه‌اي، معاملات تجاري را در مراحل گوناگون آن مانند طراحي، توليد، خريد، فروش و تحويل، ساده نموده و به آن سرعت مي‌بخشد. عبارت تجارت الکترونيک دربرگيرنده هر گونه تجارت و تعامل مديريتي است که با استفاده از فن آوري اطلاعات و ارتباطات صورت مي‌گيرد. هدف از اين دوره ارائه درکي مناسب از فناوري‌هاي مرتبط با شبکه‌هاي کامپيوتري، مهارت در طراحي و توليد سيستم‌هاي مالتي مديا براي توزيع در سطح شبکه و آگاهي از ابزارها و روش‌هاي مودنياز براي تغيير وظايف تجارتي و مديريتي از طريق انجام معاملات به صورت الکترونيکي است

امنیت اطلاعات

   با توجه به افزايش وابستگي به تکنولوژِي اطلاعات و ارتباطات در دولت الکترونيک و خطراتي که دراستفاده از آن با آن‌ها مواجه هستيم، مانند برنامه‌هاي مخرب ويروس‌ها، حمله نفوذگران و سارقان، حملات Dos و DDos و ... نياز به متخصيصني که بتوانند جلوي اين‌گونه خطرات را بگيرند و يا در صورت بروز، سيستم‌ها را سريعا ريکاوري کنند، بسيار احساس مي شود.

شبکه های کامپیوتری

متخصين شبکه‌هاي کامپيوتري قادرند با توانايي‌هاي برگرفته از تحصيلات خود در اين زمينه، فعاليت‌هاي گونگاگوني را انجام داده و در حرفه‌هاي متفاوت و متنوعي مشغول به خدمت رساني شوند. از جمله دانش‌هاي کاربردي اين گرايش مي‌توان به موارد مهمي همچون طراحي، پيکربندي و پياده‌سازي شبکه‌هاي کامپيوتري و برنامه‌نويسي شبکه اشاره کرد. امنيت در شبکه‌هاي کامپيوتري از ديگر مباحثي است که در قالب تعليمات مرتبط با اين گرايش قرار مي‌گيرد.

مهندسی فناوری اطلاعات (IT)

 مهم‌ترين توانمندي دانش‌آموختگان اين رشته، استفاده صحيح و بهره‌برداري به‌موقع از اطلاعات است. در عصري که به‌سر مي‌بريم، فناوري اطلاعات يکي از عمده‌ترين محورهاي تحول و توسعه در دنيا محسوب مي‌شود. امروزه دستاوردهاي ناشي از فناوري اطلاعات چنان با زندگي مردم تلفيق شده است که توقف در مسير آن باعث ايجاد اختلال در جامعه و حتي رفاه و آسايش مردم مي‌شود.

      بازارهاي کار :

بازار کار رشته مهندسي فناوري اطلاعات:

  1-  مطالعه، بررسي و امکان سنجي سخت افزار، شبکه و نرم افزار مورد نياز

2- جمع آوري، سازمان دهي، طبقه بندي اطلاعات

3- ايجاد و نگهداري نرم افزارهاي مورد نياز مانند پست فارسي و ابزار جستجوي اطلاعات فارسي

4- طراحي و پياده‌سازي شبکه‌هاي محلي

5- مطالعه و بررسي ابزار مخابراتي مناسب براي انتقال اطلاعات

بازار کار رشته امنيت:

1- توليد محصولات نرم افزاري و سخت افزاري مانند:

- ديوار آتش (  fire walls )

- سيستم‌هاي کنترل نفوذ ( Honey pots )

- سيستم‌هاي تشخيص نفوذ ( IDS & IPS )

- سيستم‌هاي پالايش ( Filters)

2- فراهم سازي امنيت لازم براي تراکنش‌هاي مالي بانک‌ها

3- فعاليت در مراکز داده و شرکت‌هاي ارائه دهنده خدمات اينترنت براي تامين امنيت سرورها

بازار کار رشته تجارت الکترونيک:

1- فعاليت در بانک‌ها حول محور پول الکترونيک مانند:

- بانکداري اينترنتي

- بانکداري از طريق موبايل

2- ايجاد سايت‌هاي ارائه دهنده خدمات تجارت الکترونيک

مکان‌هايي که در ايران مي‌توان در آن‌ها مشغول به کار شد:

1- شرکت‌هاي نرم افزاري مانند همکاران سيستم و پرورش داده‌ها

2- شرکت‌هاي سخت افزاري

3- شرکت‌هاي ارتباطي و شبکه

4- شرکت‌هاي مخابراتي

[ ] [ ] [ mahmood pourmoradian ] [ ]
 

 

فرهاد و هوشنگ هر دو بيمار يک آسايشگاه روانى بودند. يکروز همينطور که در کنار استخر قدم مى زدند فرهاد ناگهان خود را به قسمت عميق استخر انداخت و به زير آب فرو رفت.

هوشنگ فوراً به داخل استخر پريد و خود را در کف استخر به فرهاد رساند و او را از آب بيرون کشيد.

وقتى دکتر آسايشگاه از اين اقدام قهرمانانه هوشنگ آگاه شد، تصميم گرفت که او را از آسايشگاه مرخص کند.

هوشنگ را صدا زد و به او گفت: من يک خبر خوب و يک خبر بد برايت دارم. خبر خوب اين است که مى توانى از آسايشگاه بيرون بروى، زيرا با پريدن در استخر و نجات دادن جان يک بيمار ديگر، قابليت عقلانى خود را براى واکنش نشان دادن به بحرانها نشان دادى و من به اين نتيجه رسيدم که اين عمل تو نشانه وجود اراده و تصميم در توست. و اما خبر بد

 اين که بيمارى که تو از غرق شدن نجاتش دادى بلافاصله بعد از اين که از استخر بيرون آمد خود را با کمر بند حولة حمامش دار زده است و متاسفانه وقتى که ما خبر شديم او مرده بود.

هوشنگ که به دقت به صحبتهاى دکتر گوش مى کرد گفت: او خودش را دار نزد. من آويزونش کردم تا خشک بشه...

..................... حالا من کى مى تونم برم خونه مون ؟

 

[ ] [ ] [ mahmood pourmoradian ] [ ]

 

گرفتن خلافي ماشين :30005151 ( عدد عمودي كنار كارت رو بفرستيد)

گزارش اطلاع دادن تخلف تاكسي : 30004246( شماره پلاك ماشين متخلف رو بفرستيد)

رهگيري نامه پستي : 2000441 (ابتدا حرف Rرا بنويسيد و بعد شماره روي رسيد پستي رو )

مشكلات شهري (شهرداري) : 3000137

اعلام نتيجه كنكور شب قبل از قرارگرفتن در سايت سنجش : 2000000 (شماره داوطلبي رو بفرستيد)

با خبر شدن از اخبار انجمن فارغ التحصيلان دانشگاه : 10001336

ديكشنري : 1000384 يا 1000370 (لغت مورد نظر رو بفرستيد)   اول بايد در سايت عضو بشيدwww.sms2him.com    بعدش لغت مورد نظر رو بنويسيد

لغت نامه آريان پور : 2000444 Word-to-translate

ايجاد پست در پرشين بلاگ : 300072

گرفتن قبض موبايل : 30009 ( با فرمت زير بنويسيد : تاريخ شروع ؛ تاريخ انتها مثلا 860123 ؛ 860101 يعني از اول سال 86 تا 23 فرودين ماه)

خدمات بانك ملت : 200033

خدمات بانك اقتصاد نوين : 200050

خدمات بانك سپه:200020 – 200021-200022

خدمات بانك كشاورزي : 2000911- 200093

خدمات بانك سامان : 20000

خدمات بانك صادرات :200060

خدمات بانك تجارت : 200070

(توجه داشته باشيد براي استفاده از خدمات بانك ها اول بايد در شعب درخواست رو پر كنيد)

اطلاعات پرواز : 2000444 : ( با اين فرمت : پرواز Filight-code)

 نرخ ارزهاي رايج : 2000444 با اين فرمت : Currency-name

اطلاعات هوا : 1000305 ( پيش شماره شهر مورد نظر بدون صفر رو بفرستيد)

ساعت كشورها : 1000392 (نام كشور رو بفرستيد)

مكان هاي ديدني هر شهر : 1000394

مسافت بين شهر ها : 1000396

آخرين بازي هاي كامپيوتري : 1000400

جديدترين نرم افزار ها : 1000401

اطلاع از اينكه دامين مورد نظر رجستر شده يا خير : 1000355

بورس – نرخ سهام يك شركت : 2000444 ---بنويسيد : Bourse sompany -id

بورس – بيشترين افزايش قيمت : 2000444 ---بنويسيد : Bourse high

بورس- كمترين افزايش قيمت : 2000444 ( بنويسيد : Bourse low)

اوقات شرعي : 2000916
[ ] [ ] [ mahmood pourmoradian ] [ ]
 

فقط یه زن ایرانی میتونه ملکه زیبایی دنیا رو ببینه بعد با غرور بکه : این کجاش زیباست
 
  
 
آیا میدانید
 
با حذف جمله “خب دیگه چه خبر” از زبان پارسی
ارزش سهام مخابرات با کاهش ۸۰ درصدی مواجه میشود ! ـ
 
 
توی مترجم فارسی به انگلیسی زدم کوکو سبزی نوشت : ـ
where is where is Vegetable
 
حداقل هر 39 روز یکبار از دوستتان خبر بگیرید که اگر مرده بود به چهلمش برسید
 
  
یه شب دور و بر ساعت یک بعد از نیمه شب ، داشتم تو خیابون قدم میزدم (با خودم خلوت کرده بودم) یه دفه دیدم یکی به سرعت باد داره فرار میکنه ، پنج شیش نفرم با شمشیر دنبالش ، سریع رفتم خونه کپه مرگمو گذاشتم ، این قرتی بازیها بما نیومده
  
 
خواستگار اومده بابام میگه نمیدونم هر چی خودت بگی؟ منم گفتم نه! میگه تو غلط کردی مگه بحرف توئه! ـ
 
 
 
دوستم تصادف کرده
هر کس رفته ملاقاتش پرسیده چطور تصادف کردی؟
اونم از بس جواب این سوال و داده خسته شده رفته توی یه کاغذ ماجرا رو نوشته ازش کپی گرفته گذاشته کنار دستش هرکس ازش میپرسه چی شد تصادف کردی ؟ یه برگه بهش میده
  ـ
 
فقط یه ایرانی می تونه با یه بطری آب برای خودش سوء سابقه درست کنه
 
 
اینقد بدم میاد تو مهمونیا تا آهنگ خوشگلا باید برقصن رو میذارن همه منو نگاه نگاه میکنن
  
  
 
سوسكه را كشتم جنازشو ورداشتم ببرم بندازم بيرون. مامانم بين راه نگاه ميكنه ميگه كشتيش؟
ميگم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو دستشويي خوابش برده بود دارم ميبرمش تو رختخوابش بخوابه
 
 
 
 
یه رفیق دارم تازه ازدواج کرده ، ساده گفتم چرا زود ! میزاشتی پولدار می شدی بعد ازدواج می کردی گفت اگه پول داشتم که زن نمی گرفتم !!! ـ
 
   
لذت بردن یعنی بری مهمونی، دخترشون برات شربت بیاره، آروم بگی :خودتون درست کردین؟؟ ، اونم با عشوه بگه : بله، نوش جان، تو بگی : پس نمی خورم ، مرسی
 
 

[ ] [ ] [ mahmood pourmoradian ] [ ]
 http://zibasaz.persiangig.com/pic/love/1/love5.gif

یک زوج در اوایل 60 سالگی، در یک رستوران کوچیک رمانتیک سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن.ناگهانیک پری کوچولوِ قشنگ سر میزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجی اینچنین مثال زدنی هستین و درتمام این مدت به هم وفادارموندین ، هر کدومتون می تونین یک آرزو بکنین.خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من می خوام به همراه همسر عزیزم، دور دنیا سفر کنم.پری چوب جادووییش رو تکون داد و اجی مجی لا ترجی
دو تا بلیط برای خطوط مسافربری جدید و شیک Qm2در دستش ظاهر شد. حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فکر کرد و گفت: خب، این خیلی رمانتیکه ولی چنین موقعیتی فقط یک بار در زندگی آدم اتفاق می افته ، بنابراین، خیلی متاسفم عزیزم ولی آرزوی من اینه که همسری 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم. خانم و پری واقعا نا امید شده بودن ولی آرزو، آرزوه دیگه !!! پری چوب جادوییش و چرخوند و.........
اجی مجی لا ترجی
و آقا 92 ساله شد!

[ ] [ ] [ mahmood pourmoradian ] [ ]

باز هم خواب ریاضی دیده ام

خواب خط های موازی دیده ام



خواب دیدم می خوانم اِیگرگ زِگوند

خنجر دیفرانسیل هم گشته کُند



از سر هر جایگشتی می پرم

دامن هر اتحادی می دِ رَم



دست وپای بازه ها رابسته ام

از کمند منحنی ها رسته ام



شیب هر خط را به تندی می دوم

گوش هر ایگرگ وشی را می جوم



گاه در زندان قدر مطلقم

گه اسیر زلف حد و مشتقم



گاه خط ها را موازی می کنم

با توانها نقطه بازی می کنم



لشکری تمرین دارم بی شمار

تیغی از فرمول دارم در کنار



ناگهان دیدم توابع مرده اند

پاره خط ها نقطه ها پژمرده اند



در ریاضی بحث انتگرال نیست

صحبت از تبدیل ورادیکال نیست



کاروان جذر ها کوچیده است

استخوان کسر ها پوسیده است



از لُگ وبسط و نِپر آثار نیست

ردپایی از خط و بردار نیست



هیچ کس را زین مصیبت غم نبود

صفر صفرُم هم دگر میهم نبود



آری آری خواب افسون می کند

عقده را از سینه بیرون می کند



مردم از این ایکس وایگرگ داد داد

روز های بی ریاضی یاد باد

[ ] [ ] [ mahmood pourmoradian ] [ ]
پیامک زد شبی لیـــلی به مجنـــون
که هروقت آمـــدی از خـــانه بیرون

بیــــــاور مدرک تحصیــــــــلی ات را
گواهیــــــــنامه ی پی اچ دی ات را

پـــــــــدر بایــد ببیــــــند دکتـــــرایت
زمانــــــه بد شده ،ای جان فـــدایت

دعـــا کن مدرکت جعـــــــلی نباشد
زدانشـــــــــگاه هاوایــــــی نبــاشد

وگرنــــــــه وای بر احــوالت ای مرد
که بابایم بگیــــــــــرد حالت ای مرد

چو مجنون این پیامک خواند وا رفت
به سوی دشت و صحرا کله پا رفت

اس ام اس زد از آنجــــا سوی لیلی
که می خواهــــــم ترا قـــــدّ تریلی

دلـــم در دام عشقت بی قرار است
ولیـــــــــکن مدرکم بی اعتبار است

شده از فاکسفورد این دکترا فاکس
مقــصر هست در این ماجرا فاکس

چه ســنگین است بار این جـــدایی
امان از دست این مــــدرک گرایـــی
[ ] [ ] [ mahmood pourmoradian ] [ ]

گفتیم آسان می شود ، با کامپیوتر کارها

دیدیم این افزار نو ، افزود بر دشوارها



گفتیم تغییری کند ، حال و هوای زندگی

ماندیم محروم از نفس ، در پرده ی پندارها

گفتیم آسان می شود ، با کامپیوتر کارها

دیدیم این افزار نو ، افزود بر دشوارها



گفتیم تغییری کند ، حال و هوای زندگی

ماندیم محروم از نفس ، در پرده ی پندارها



افشای عیب دیگران ،عیب است می دانم ، ولی

دارم شکایت روز و شب ،از دست نرم افزارها



پی سی مرا دیوانه کرد، ای آشنایان چاره ای

کم مانده از هم بگسلد ، هم پودها هم تارها



از بس پرینتر پشت هم ، بلغور ِ کاغذ می کند

دارد پیاپی روز و شب ، مثل شترنشخوارها



کیبُرد چون آکاردئون ، هر لحظه سازی می زند

با شیون سنتورها ، با غن غن ِمزمارها



در سرزمین ِداده ها ، ویروس ها پیکار جو

ویروس کُش ها هم همه ، در مانده از پیکار ها



امروز "کامی" را قسم ، دادم به جان مادرش

تا بلکه تغییری دهد ، در نحوه ی رفتار ها



دانی چه شد؟ این نا خلف ، لجبازی اش آغاز شد

من ماندم و نا باوری ، تردید ها ، تکرار ها



رفتم که اصلاحش کنم ، از دست من دیوانه شد

رو کرد روی دسک تاپ ، بر ضدّ من اخطار ها



با یک کلیک نا بجا ، شد فایل ها یم جا به جا

تقویم ها ، تصویر ها ، پیوست ها ، آمار ها



هر دکمه ای را می زنم ، او می رود جائی دگر

از سمت من اصرار ها ، از سوی او انکار ها



صورت حساب آب را ، با خاک قاطی می کند

درهم شده ، برهم شده ، انکار ها ، اقرار ها



این جعبه ی جادو فقط ، با بنده دارد دشمنی

ور نه چرا با دیگران ، بد نیست در دیدار ها



هر کس که بنشیند دمی ، در خدمت لپ تاپ من

انگار عادت می کند ، با این ادا اطوار ها



ماشین بنا بر عادتش ، احساس را گم می کند

ما آدمیزادان چرا ، قهریم با معیار ها



غافل شدیم از همّ و غم ، اصلا"نمی آید به هم

پندار ها ، رفتار ها ، گفتار ها ، کردار ها

[ ] [ ] [ mahmood pourmoradian ] [ ]
کنون رزم ویروس و رستم شنو
دگر ها شنیدستی این هم شنو

که اسفندیارش یکی دیسک داد
بگفتا به رستم که ای نیک زاد

در این دیسک باشد یکی فایل ناب
که بگرفتم از سایت افراسیاب

برو سیر میکن بدین دیسک هان
که هم نون هم آب باشد در آن

تهمتن روان شد سوی خانه اش
شتابان به دیدار رایانه اش

چو آمد به نزد mini tower اش
بزد ضربه بر دکمه پاورش

دگر صبر و آرام و طاقت نداشت
مران دیسک را در drive اش گذاشت

نکرد هیچ صبرو نداد هیچ لفت
یکی list از root دیسکت گرفت

در آن دیسک دیدش یکی فایل بود
بزد enter آن رو اجرا نمود

کزان یک demo گشت زان پس عیان
به فیلم به موزیک و شرح بیان

به ناگه چنان سیستمش کرد هنگ
که رستم در آن ماند مبهوت و منگ

چو رستم دگر باره resetart نمود
همی کرد هنگ و همان شد که بود

تهمتن کلافه شد و داد زد
ز بخت بد خویش فریاد زد

چو تهمینه فریاد رستم شنود
بیامد که لیسانس رایانه بود

بدو گفت رستم همه مشکلش
وز آن دیسک و برنامه خوشگلش

چو رستم بدو داد قیچی و ریش
یکی bootable دیسک آورد پیش

یکی اندر آن دیسک بود
برآورد و آن را اجرا نمود

همی گشت toolkit هارد اندرش
چو کودک که گردد پی مادرش

به ناگه یکی رمز ویروس یافت
پی حذف امضای ایشان شتافت

چو ویروس را نیک بشناختش
مر از boot sector بر انداختش

یکی ضربه ضد بر سرش tool kit
که هر بایت آن گشت هشتاد bit

چنین گفت تهمینه با شوهرش
که این بار بگذشت از پل خرش

و گر باره اما جهالت مکن
ز رایانه اصلا تو صحبت مکن

قسم خورد رستم به پروردگار
نگیرد دگر دیسک از اسفندیار
[ ] [ ] [ mahmood pourmoradian ] [ ]
بي تو On line شبي باز از آن Room گذشتم
همه تن چشم شدم . دنبال ID ي تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از Case وجودم
شدم آن User ديوانه كه بودم

وسط صفحه Room , Desktop ياد تو درخشيد
Ding صد پنجره پيچيد
شكلكي زرد بخنديد
يادم آمد كه شبي با هم از آن Chat بگذشتيم
Room گشوديم و در آن PM دلخواسته گشتيم
لحظه اي بي خط و پيغام نشستيم
تو و Yahoo و Ding و دنگ
همه دلداده به يك Talk بد آهنگ
Windows و Hard و Mother Board 
محمود دست برآورده به Keyboard
تو همه راز جهان ريخته در طرز سلامت
من بدنبال معناي كلامت
يادم آمد كه به من گفتي از اين عشق حذر كن
لحظه اي چند بر اين Room نظر كن
Chat آئينه عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به Email ي نگران است
باش فردا كه PM ات با دگران است
تا فراموش كني چندي از اين Log Out , Room كن
باز گفتم حذر از Chat ندانم
ترك Chat كردن هرگز نتوانم نتوانم
روز اول كه Email ام به تمناي تو پر زد
مثل Spam تو Inbox تو نشستم
تو Delet كردي ولي من نرميدم نه گسستم
باز گفتم كه تو يك Hacker و من User مستم
تا به دام تو درافتم Room ها رو گشتم و گشتم
تو مرا Hack بنمودي . نرميدم . نگسستم

..........

Room ي از پايه فرو ريخت
Hacker ي Ignor تلخي زد و بگريخت
Hard بر مهر تو خنديد
PC از عشق تو هنگيد

..........

رفت در ظلمت شب آن شب و شبهاي دگرهم
نگرفتي دگر از User آزرده خبر هم
نكني دگر از آن Room گذر هم
بي تو اما به چه حالي من از آن Room گذشتم

[ ] [ ] [ mahmood pourmoradian ] [ ]
 

راننده :
دیگه دارم کم کم ریپ میزنم مثل ماشینهای تصادفی شدم اگه همینطوری پیش بره باید برم زیر دست اراقچی …قلبمم به روغن سوزی افتاده پدر عشق بسوزه !



معلم ریاضی :
نمیدنم چرا جواب تمام مسائلم بی نهایت میشه یا بی جواب میمونه هرچی تفریق میکنم جمع میشه هرچی جمع میکنم کم میشه از ضرب که مپرس آه !




مهندس کامپیوتر :
ای آنکه مرا دی سی کرده ای و در وجودم ویروس بلاستر 2003 فرستاده ای کی دوباره من را ری پیر خواهی کرد ؟ به فریاد گرافیکم برس!


دکتر :
چند سالی است که به زخم مریضانم مرحم میگذارم و از چنگال مرگ رهایشان میکنم ! کو طبیبی که به زخمم مرحم گذارد و دلم را آزاد گرداند !


ساغی :
می میدهم و غم کسان میگیرم از لطف تو می کجا غمین میبینم حالا که شدم عاشق ودل در بند است می را ز شفا بیچاره ترین میبینم!


عینک فروش :
اگر روزی بگویم عاشقم بر من نخندید که شغلم عاشقی دارد …فراوان بسازم بهر هر چشمی من عینک ،گرفتارم کند چشمی چه آسان!

[ ] [ ] [ mahmood pourmoradian ] [ ]

اهل دانشگاهم
روزگارم خوش نیست
ژتونی دارم
خرده پولی
سر سوزن هوشی.

دوستانی دارم بهتر از شمر و یزید
هم چو من مشروط

و اتاقی که در این نزدیکی است
پشت آن کوه بلند.



اهل دانشگاهم
پیشه ام گپ زدن است

گاه گاهی هم می نویسم تکلیف
می سپارم به شما
تا به یک نمره ناقابل بیست كه در آن زندانیست
دلتان زنده شود

چه خیالی، چه خیالی
خوب می دانم گپ زدن بیهودست
دانشم کم عمق است
خر زدن بیهودست.

 

اهل دانشگاهم
قبله ام آموزش
جانمازم جزوه
مُهرم میز
عشق از پنجره ها می گیرم
همه ذرات وجودم متبلور شده است.



درسهایم را وقتی می خوانم
که خروس می کشد خمیازه
مرغ و ماهی خوابند.

اوستاد از من پرسید
چند نمره می خواهی از من؟
من از او پرسیدم
دل خوش سیری چند؟

 

 


خوب یادم هست
مدرسه محفل آزادی بود.
درس ها را آن روز حفظ می کردم در خواب
امتحان چیزی بود مثل آب خوردن.
درس بی رنجش می خواندم.
نمره بی خواهش می آوردم.
تا معلم جوک می گفت همه غش می کردیم
و کلاسم زیبا بود و معلم حوصله داشت.
درس خواندن آن روز مثل یک بازی بود.

کم کمک دور شدم از آنجا
بار خود را بستم.
عاقبت رفتم دانشگاه
به محیط خس آموزش

و به دانشكده علم سرایت كردم
رفتم از پله دانشکده بالا
بارها افتادم.

 

چیزها دیدم در دانشگاه
من گدایی دیدم در آخر ترم
در به در می گشت
یک نمره قبولی می خواست

 

من كسی را دیدم
از داشتن یک نمره ده
دم در پشتک می زد
در دانشگاه اتوبوسی دیدم یک عدد صندلی خالی داشت.
دختری دیدم که به ترمینال نفرین می کرد.
اتوبوسی دیدم پر از دانشجو و چه سنگین می رفت.
اتوبوسی دیدم که کسی از روزنه پنجره می گفت «کمک»!

دیدم
سفر سبز چمن تا کوکو
بارش اشک پس از نمره تک
جنگ آموزش با دانشجو
جنگ دانشجویان سر ته دیگ غذا
جنگ نقلیه با جمعیت منتظران
حمله درس به مُخ
حذف یک واحد به فرماندهی رایانه
فتح یک ترم به دست ترمیم،
قتل یک نمره به دست استاد
مثل یک لبخند در آخر ترم
همه جا را دیدم.

 

 

 

اهل دانشگاهم!
اما نیستم دانشجو.
کارت من گمشده است.
من به مشروط شدن نزدیکم
آشنا هستم با سرنوشت همه ی همسفران
نبضشان را می گیرم

هذیانهاشان را می فهمم
من ندیدم هرگز یک نمره بیست

من ندیدم که کسی ترم آخر باشد


من در این دانشگاه چقدر مضطربم
من به یک نمره ناقابل ده خشنودم
و به یک مدرک قناعت دارم.

من نمی خندم اگر دوست من می افتد.
و نمی خندم اگر موی سرم می ریزد

 

من در این دانشگاه
در سراشیب كسالت هستم

خوب می دانم استاد
كی كوئیز می گیرد
اتوبوس کی می آید
خوب می دانم برگه حذف کجاست

 

سایت و رایانه آن مال من است
هر کجا هستم باشم
تریا، نقلیه، دانشكده از آن من است

چه اهمیت دارد، گاه اگر می روید خار بی نظمی ها
رختها را بکنیم
پی ورزش برویم
توپ در یک قدمی است

و نگوییم که افتادن مفهوم بدی است!

و نخوانیم کتابی که در آن فرمول نیست.

و بدانیم اگر سلف نبود همگی می مردیم!
و بدانیم اگر جزوه استاد نبود همه می افتادیم!

و نترسیم از حذف
و بدانیم اگر حذف نبود می ماندیم.

و نپرسیم کجاییم و چه کاری داریم

و نپرسیم كه در قیمه چرا گوشت نبود
اگر بود چرا یخ زده بود

كار ما نیست شناسایی مسئول غذا
كار ما نیست شناسایی بی نظمی ها
كار ما نیست شناسایی هردمبیلی!
كار ما نیست جواب غلطی تحمیلی

 

كار ما شاید اینست كه در مركز پانچ
پی اصلاح خطاها برویم

 

کار ما شاید این است که در حسرت یک صندلی خالی،
پیوسته شناور باشیم.

 

بد نگوییم به استاد اگر نمره تک آوردیم.

كار ما شاید این است
كه مدرک در دست
فرم بی‌گاری یک شركت بی‌پیكر را
پر بكنیم

 

اهل دانشگاهم
رشته ام علافی‌ست
جیب‌هایم خالی ست
پدری دارم
حسرتش یک شب خواب!
دوستانی همه از دم ناباب

و خدایی كه مرا كرده جواب.

خوب می‌فهمم سهم آینده ی من بی‌كاریست

من نمی‌دانم كه چرا می‌گویند
مرد تاجر خوب است و مهندس بی‌كار
وچرا در وسط سفره ما مدرک نیست!

 

((چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید))

باید از آدم دانا ترسید!
باید از قیمت دانش نالید!

وبه آنها فهماند كه من اینجا فهم را فهمیدم

من به گور پدر علم و هنر خندیدم!

 

 



 

اهل دانشگاهم
روزگارم در شک نيست
گاهگاهی واحدی می افتم
تا به قول اساتيد قوی پايه شوم

من به آغاز امتحان نزديکم
جزوه ها مي گيرم تا که زيراکس بزنم
درس بايد خواند، حفظ بايد کرد

نمره ها را زده اند

۵ پيدا بود و ۱۰
۲ پيدا بود و يکی هم ۱۱

من به اندازه يک اپسيلون
آرزو ميکردم که ۱۲ ترمه شوم

چه خيالی که اميدی عبث است

درس بايد خواند، حفظ بايد کرد

نمره های اندک

آه .... بچه ها در حسرت

حسرت پاس همان درسی که باز هم افتاده اند
بچه ها پخش و پلا
در همه جای حياط

جمعيت انبوه است
بوی مشروطی ها
يک نفر مي گريد.....

 

و بسی جالب بود که کسی می خندد !

ای دريغ از
پاس يک واحد درس !

من نديدم
کسی را که خجالت بکشد
يا يک اوستادی که ؛ نمره دهد مجانی

آ ه ......

من به يک نمره ۱۰ خشنودم

درس بايد خواند، حفظ بايد کرد

من نمی دانم که
اين شبانه با روزانه
چه تفاوتها دارد

من نمی دانم که چرا ميگويند
درس بايد خواند، حفظ بايد کرد.

اهل دانشگاه
روزگارم بد نیست
خنده را می فهمم
و هزاران جوک می پرانم در راه
سایتها را می خوانم
جزوه ها را می بندم
و به فردا می خندم...
شاد بودن ذاتی است
من به یک خنده تو دلشادم

[ ] [ ] [ mahmood pourmoradian ] [ ]
درباره وبلاگ

این وبلاگ متعلق به کلیه برو بچ با حال دانشگاه پيام نور گتوند می باشد.
هر كس كربلا را عشق مي ورزد،

بايد فاصله خويش را

تا كربلا اندازه بگيرد!!

و از خويش بپرسد

بر لب فرات زندگي،

تا كنون چند بار

به خاطر ديگران

از خود گذشته است؟؟
نويسندگان
امکانات وب
پايگاه فرهنگي - مذهبي شور حسين